شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

70

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

بوده است . اينك نقل مدارك اسلامى در اين باره : نخست - المعتضد باللّه خليفهء عباسى ، ضمن منشورى كه براى لعن بر معاويه و اطلاع اجتماع از علل تصميم خود بر اين امر صادر مىكند ، به موقعيت خاندان بو سفيان در برابر اسلام و آورندهء آن و چگونگى مسلمان شدنشان و آنچه پيغمبر اسلام دربارهء اين خاندان فرمودند ، اشاره كرده ، چنين مىنويسد : « . . . سخت‌ترين دشمنان پيغمبر در پيكار با اسلام از نظر كينه‌توزى و بزرگتر از همه از نظر مخالفت ، و اولين فرد آنها در هر جنگ و از جنبهء مقاومت ، كسى كه در برابر اسلام هيچ پرچمى بر افراشته نمىشد ، مگر آن كه آن كس صاحب آن پرچم و به دوش كشنده و رئيس آن بود ، در تمام جنگها از بدر و احد و خندق و فتح ، آن كس ابو سفيان بن حرب و پيروانش از بنى اميه بودند ؛ آن بنى اميه‌اى كه در كتاب خدا مورد لعن قرار گرفتند و سپس پيغمبر هم آنها را در مواقع مختلف لعن نمود . ( اين كه خداوند آنها را لعن كرد ) به اين علت بود كه علم خدا دربارهء آنها گذشته بود و او كار و نفاق آنان و كفر فرزندانشان را مىدانست . ابو سفيان با پيغمبر جنگ كرد در حالى كه كوشش مىنمود و مدافعه كرد ، در حالى كه مشكلات را تحمل داشت و ايستادگى نمود ، در حالى كه مخالفت و عداوت مىورزيد تا هنگامى كه شمشير مسلمين او را مقهور ساخت و امر خدا برترى يافت ، با آن كه بنى اميه كراهت داشتند . در آن زمان ، ابو سفيان زبانا اسلام را پذيرفت ، در حالى كه واقعا در گرد اسلام نبود و در پنهانى كفر را دارا بود و دل از آن بر نكنده بود . . . » خداوند بنى اميه را از اين نظر با زبان پيغمبر خود لعن كرد و آن را در كتاب خود نازل نمود و فرمود : « الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ » « 1 » و كسى اختلاف ندارد بر اين كه مقصود خداوند « از شجرهء ملعونه » بنى اميه است . و از مواردى كه بنى اميه بر زبان پيامبر اسلام لعن شدند هنگامى است كه پيغمبر ابو سفيان را ديد كه بر چهار پايى سوار است و معاويه افسار آن را مىكشيد و فرزند ديگرش به نام يزيد آن را مىراند و در اينجا آن حضرت فرمود : خدا لعنت كند اين افساركش و سوار شونده و اين راننده را » « 2 » دوم - دومين موردى كه پيغمبر اسلام در نكوهش از معاويه سخن گفت ، هنگامى بود كه آن حضرت با جمعى از مسلمانان نشسته بودند ، ناگاه فرمود : « يطلع من هذا الفج رجل من

--> ( 1 ) - سورهء اسراء ( 17 ) آيهء 60 . ( 2 ) - تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 621 .